تبلیغات
آموزش زبان ترکی استانبولی - ضرب المثل های پرکاربرد2

آموزش زبان ترکی استانبولی
 
آموزش گام به گام ترکی استانبولی در اینجا بهتر از همه جاروزهای شنبه ,دوشنبه و چهارشنبه با درسهای جدید این وب بروز رسانی میشود


 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 شهریور 1392 توسط H-salimi
sormak ayıp değil, bilmemek ayıptır
«پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است.»
Bir ipte iki cambaz oynayamaz
«دو نفر بندباز روی یک طناب نمی‌توانند نمایش دهند.»
مترادف فارسی: «دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.»
مترادف فارسی: «دو شمشیر در نیامی نگنجند.»

Bir pire için ev yakılmaz
ترجمه: «به‌خاطر یک شپش نباید خانه را به‌آتش کشید.»
مترادف فارسی: «برای یک شپش، لحاف را بیرون نمی‌اندازند.»
مترادف فارسی: «برای یک کک، گلیم را نمی‌سوزانند.»

Cahil dostum olacağına, akıllı düşmanım olsun
ترجمه: «دشمن دانا را به‌دوست نادان ترجیح می‌دهم.»
Can çıkar, huy çıkmaz
ترجمه: «جان از بدن بیرون می‌رود ولی عادت می‌ماند.»
مترادف فارسی: «ترک عادت موجب مرض است.»

Çürük iple kuyuya inilmez
ترجمه: «با طناب پوسیده نباید داخل چاه شد.»
مترادف فارسی: «با بند پوسیدهٔ کسی نباید به‌چاه رفت.»

Damlaya damlaya göl olur
ترجمه: «قطره قطره، دریا چه شود.»
مترادف فارسی: «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.»

Denize düşen yılana sarılır
ترجمه: «کسی که در دریا بیفته، به‌مار هم چنگ می‌اندازد.»
مترادف فارسی: «غریق بر هر گیاه خشک چنگ زند.»

Denizi görmeden paçayı sıvama
ترجمه: «پیش از دیدن دریا، پاچهٔ شلوارت را بالا نزن.»
مترادف فارسی: «آب ندیده به آب نزن.»

Dil kılıçtan keskindir
ترجمه: «زبان، تیزتر از شمشیر است.»
مترادف فارسی: «زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است.»

Gerçek dost kötü günde belli olur
ترجمه: «دوستان واقعی در وقت تنگی شناخته می‌شوند.»
Gülü seven dikenine katlanır
ترجمه: «هرکه خواهان گل سرخ است نیش خارش را تحمل می‌کند.»
مترادف فارسی: «نوش خواهی، نیش می‌باید چشید.»

İnsanın vatanı doğduğu yer değil, doyduğu yerdir
ترجمه: «وطن انسان جایی است که شکم سیر است، نه‌آنجا که زاده‌شده است.»
İp inceldiği yerden kopar
ترجمه: «طناب‌ از جای نازک شده پاره می‌شوند.»
مترادف فارسی: «طناب از جای باریک پاره می‌شود.»

Isıracak köpek dişini göstermez
ترجمه: «سگی که می‌خواهد گاز بگیرد، دندانش را نشان نمی‌دهند.»
Kefenin cebi yoktur
ترجمه: «کفن جیب ندارد.»
مترادف فارسی: «کفن جیب ندارد.»
یعنی کسی که مرده نمیتونه به قبر مال و اموالش رو ببره

Kendi düşen ağlamaz
ترجمه: «هرکه به‌تقصیر خویش برزمین افتد، نباید گریه کند.»
مترادف فارسی: «خودافتاده نگرید.»
مترادف فارسی: «خودکرده را چه درمان.»
مترادف فارسی: «خودکرده را تدبیر نیست.»

Keskin sirke küpüne zarar
ترجمه: «سرکهٔ تند، به‌خمره‌اش آسیب وارد می‌کند.»
مترادف فارسی: «حسود هرگز نیاسود.»

Komşunun tavuğu komşuya kaz görünürmüş
ترجمه: «مرغ همسایه به‌چشم همسایه، غاز است.»
مترادف فارسی: «مرغ همسایه غاز است.»

Köpek ürür, kervan yürür
ترجمه: «سگ می‌غرد، کاروان میرود.»
مترادف فارسی: «سگ لاید و کاروان گذرد.»

Kulaĝına küpe olsun
ترجمه: «این باید گوشواره‌ای در گوش تو باشد.»
مترادف فارسی: «آویزهٔ گوش کردن.»

Kurunun yanında yaş da yanar
ترجمه: «تر، که درکنار خشک باشد با او هم می‌سوزد.»
مترادف فارسی: «تر و خشک باهم می‌سوزد.»

Meyve veren ağaç taşlanırmış
ترجمه: «درختی که میوه داره بهش سنگ پرتاب می کنند.»
مترادف فارسی: «به‌درخت بی‌ثمر سنگ نمی‌زنند.»

Parayı veren, düdüğü çalar
ترجمه: «هرکه پول بدهد، نی هم می‌زند.»
مترادف فارسی: «تو نی‌ات را زدی.»
توضیح: «مردی که عزم سفر کرده بود، دوستان و آشنایانش به‌بدرقه او آمده و هرکدام سفارش کالایی را دادند. از آن میان فقط جوانی نزدیک رفته و گفت این پول را بگیر و برایم یک نی‌لبک بیاور. مرد مسافر گفت: تو نی‌لبکت را زدی.»

Rüzgar eken fırtına biçer
ترجمه: «آن‌کسی که باد می‌کارد، طوفان خواهد دروید.»
مترادف فارسی: «هرکه باد بکارد، طوفان درو خواهد کرد.»

Sakla samanı, gelir zamanı
ترجمه: «کاه را نگه‌دار، زمان استفادهٔ از آن فرا می‌رسد.»
مترادف فارسی: «هرچیز که زار آید، یک روز به‌کار آید.»

sıcak Sütten ağzı yanan yoğurdu üfleyerek yer
ترجمه: «دهانی که از نوشیدن شیر داغ سوخته باشد، حتی به‌ماست هم فوت می‌کند.»
مترادف فارسی: «مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد.»

Tatlı söz yılanı deliğinden çıkarır
ترجمه: «یک جمله دلنشین، مار را از سوراخش بیرون می‌آورد.»
مترادف فارسی: «زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می‌آورد.»

Ters giderse insanın işi, muhallebi yerken kırılır dişi
ترجمه: «کسی که پشت‌ هم بد می‌آورد، هنگام خوردن فرنی هم دندانش می‌شکند.»
مترادف فارسی: «بخت چون برگشت، پالوده دندان بشکند.»

Üzüme yetişemeyen tilki, üzüme ekşi dermiş
ترجمه: «روباه دستش به‌انگور نرسید، گفت ترش است.»
 مترادف فارسی: «شغال پوزش به‌انگور نرسید، گفت ترش است.»

Vakitsiz öten horozun başı kesilir
ترجمه: «خروسی را که بی‌موقع بخواند باید سر برید.»
مترادف فارسی: «مرغ بی‌وقت‌‌خوان را سر برند.»

Zaman sana uymazsa, sen zamana uy
ترجمه: «اگر دوران، مناسب حالت رفتار نکرد، تو خود را با او هماهنگ کن.»
مترادف فارسی: «زمانه باتو نسازد، تو با زمانه بساز!»

Çabuk parlayan çabuk söner
چیزی که زود سریع بدرخشد.سریع خاموش میشود
مترادف فارسی: «تب تند زود عرق می‌کند
Eşek hoşaftan ne anlar. Suyunu içer, denesi kalır

مترادف فارسی: «خر چه داند قدرحلوای نبات
İnsan yedisinde ne ise yetmişinde de odur
ترجمه: «آدم هرچه در هفت‌سالگی باشد، در هفتاد‌سالگی هم هست.»
Öfkeyle kalkan zararla oturur
«کسی که با غضب بلند شود، با ضرر می‌نشیند.»

.................................................................................





.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ برای سایت آموزش ترکی استانبولی محفوظ است و کپی برداری ممنوع میباشد طراحی : پیچک